|
سینمای ایران
|
||
|
سینمای ایران |
نسخه جديد فيلم سينمايي «صدسال به اين سالها» ساخته سامان مقدم براي شركت در بيست و هفتمين دوره جشنواره فيلم فجر ارائه شد. سامان مقدم درباره ارسال اين فيلم به جشنواره فيلم فجر گفت: فرم و كپي فيلم را به دبيرخانه جشنواره فرستاديم و منتظر پاسخ هيأت انتخاب درباره شركت اين فيلم در جشنواره هستيم.
بنا به گزارش «صد سال به اين سالها» سال گذشته جزو آثاري بود كه امكان شركت در دوره پيشين جشنواره فيلم فجر را نيافت و با اصلاحيه مواجه شد و همچنين، در جشن خانه سينما نيز به داوري گذاشته نشد.
«صد سال به اين سالها» روايت زندگي يك زن در سه دهه معاصر كشور است. پرويز پرستويي، رضا كيانيان، فاطمهمعتمد آريا و علي قربانزاده در اين فيلم ايفاي نقش كردهاند. «صد سال به اين سالها» را مرتضي شايسته در هدايتفيلم تهيه كرده است.
نسخه اوليه «اخراجيها2» ساخته «مسعود دهنمكي» به دفتر دبيرخانه جشنواره بيست و هفتم فيلم فجر ارائه شد. مسعود دهنمكي با اعلام اين خبر اظهار داشت: ديشب نسخه 95دقيقهاي "اخراجيها2" بدون دو سكانس پاياني و بدون جلوههاي ويژه و تروكاژهاي كامپيتوري به دفتر دبيرخانه جشنواره فيلم فجر ارسال شد تا مورد بازبيني اعضاي هيأت انتخاب جشنواره قرار بگيرد.
وي گفت: "امير توسلي" موسيقي متن فيلم را ميسازد، دو سكانس پاياني فيلم توسط "بهزاد مصلح" در حال تدوين است و همچنان كارهاي فني فيلم ادامه دارد وبعيد است در روزهاي آينده به پايان برسد.گفته ميشود نسخه نهايي فيلم "اخراجيها2" كه قرار است اكران شود، 120 دقيقه است.
بنا براين اين گزارش، اكبر عبدي، امين حيايي، حسام نوابصفوي، محمدرضا شريفينيا، ارژنگ اميرفضلي، عبدالرضا اكبري، بيوك ميرزايي، محمود مقامي، سيدجواد هاشمي، قاسم زارع، جواد رضويان، شيلا خداداد، نگار فروزنده، نيوشا ضيغمي، منوچهر آذر، ميناجعفرزاده، ابولفضل همراه، شاهرخ نورمحمدي، ليلا بلوكات از جمله بازيگران شناخته شدهاي هستند كه در «اخراجيها2» مقابل دوربين تورج منصوري قرار گرفتهاند.
«اخراجيها2» دومين قسمت از تريلوژي «اخراجيها» خواهد بود كه ادامه مستقيم «اخراجيها2» است و به روايت حال و هواي دوستان مجيد سوزوكي در اسارت ميپردازد كه به ادامه سرنوشت دوستان مجيد و خانوادههاي آنان پس از شهادت وي ميپردازد.
«اخراجيها2» برداشتي آزاد از يكي از حوادث ناگفته دوران جنگ خواهد بود.
مدتهاست که از هدیه تهرانی خبری در سینمای ایران نیست. چند فیلم آخر او از جمله «نیوه مانگ»، «شبانه»، «نسل جادویی» و «فرزند صبح» رنگ پرده را ندیدهاند و آخرین حضور بسیار موفق او را در سینمای ایران، فیلم «چهارشنبه سوری» به حساب میآید. در چند سال اخیر او اغلب پیشنهادهای حضور در فیلمها را رد کرده است. این در حالی است که بسیاری اعتقاد دارند او هنوز یکی از وزنههای مهم سینمای ایران به حساب میآید. اما خبر رسیده که هدیه تهرانی به عنوان یکی از صداپیشگان فیلم سینمایی 1500 به توافق رسیده است. به این ترتیب شاهد حضور دوباره هدیه تهرانی، هر چند نصفه و نیمه و در پناه نقاشی متحرک، در این انیمیشن پر ستاره خواهیم بود. سایت «سینمای ما» و بسیاری از کاربراناش (که همواره در کامنتهایشان از غیبت تهرانی ابراز نارضایتی و دلتنگی کردهاند) امیدوار است که این همکاری، آغازی برای حضور دوباره این ستاره دهه اخیر در صنعت سینمای ایران باشد

زوج حامد کمیلی و مهناز افشار ميتواند ترکیبی تازه برای جذب مخاطب باشد
«پسر آدم، دختر حوا» دومین تجربه کارگردانی رامبد جوان در سینما بعد از «اسپاگتی در هشت دقیقه» است که تهیهکننده فیلم آن را اثری بدون تاریخ مصرف، سالم و مفرح برای خانوادهها توصیف میکند. فیلم جدید جوان این روزها در پلاتو دفتر سبحان فیلم و اطراف خیابان ولیعصر در حال فیلمبرداری است. در لحظه ورود و مواجهه با این دکورها رنگامیزی، طراحی و واقعی بودن آنها به چشم میآید. گروه صحنه نمای بیرونی دفتر شخصیتهای اصلی را که طبقه پنجم ساختمانی در سعادتآباد است، در بخشی از ساختمان بزرگ سبحان فیلم ساختهاند.
دیوار فضای بیرونی دکور با دو بنر از تصاویر تهران در نمای باز پوشیده شده که پسزمینه فیلم است و میتوان تهران را در آنها دید. بخش داخلی دکور نیز شامل فضاهای متنوع و لوکس است. اتاق فرهود زندی (حامد کمیلی) و مینا بزرگمهر ( مهناز افشار، آشپزخانه منزل، فضای بیرونی دفتر، راهرو و حتی آسانسور در این دکور طراحی شده و ساخت آن 25 روز طول کشیده است.
جوان، فرج حیدری فیلمبردار و کمیلی در اتاق مشغول ضبط یکی از صحنههای فیلم هستند و در اتاق مجاور کیومرث ملکمطیعی در انتظار شروع بازی در سکانس بعد کتاب میخواند. کمیلی که با بازی در مجموعههای تلویزیونی به چهرهای محبوب تبدیل شده، در "پسر آدم، دختر حوا" اولین نقش کمدی خود را ایفا میکند.
جوان در صحبت با کمیلی درباره نوع حرکت او در این پلان و میمیک چهرهاش توضیح میدهد. به نظر میآید جنس کمدی و طنز در این فیلم به جنس کمدیهای جوان نزدیک است؛ یک کمدی پرتحرک با ریتم تند و مبتنی بر حرکتهای فیزیکی و موقعیتهای طنز. در این پلان قرار است کمیلی با تلفن صحبت کند و دیالوگی کوتاه بگوید.
جوان پس از چند برداشت سراغ پلان بعد میرود. او از کمیلی میخواهد روی میمیک چهرهاش کار کند و نشانههای شوکه شدن از اتفاقی که پیش آمده را در اجزای صورتش نشان بدهد. کمیلی موقع اجرای حرفهای کارگردان خندهاش میگیرد و گروه فیلمبرداری را هم به خنده میاندازد. چهره دفرمه او حس طنز فضا را بیشتر میکند.
بهرز معاونیان صدابردار در فاصله دو پلان از گروه میخواهد ساکت باشند تا این سکوت را ضبط کند. درب ورودی پلاتو بسته میشود تا صدایی از بیرون مزاحم کار معاونیان نشود و... همه اعضای گروه چند دقیقه سکوت میکنند.
رامبد جوان پرانرژیترین عضو گروه درباره علاقه به کارگردانی میگوید: همیشه کارگردانی برایم جذابتر از بازیگری بوده و روایت و قصه گفتن را بیشتر دوست دارم. البته گاهی دوست دارم قصههای دیگران را بشنوم اما همیشه وسوسه روایتگری برای دیگران را داشتهام. کارگردانی این فرصت را میدهد تا فضای ذهنی خود را شکل بدهی و دیگران را در این دنیا سهیم کنی.
او تأکید میکند که "پسر آدم، دختر حوا" با "اسپاگتی در هشت دقیقه" تفاوت دارد: این فیلم مانند کار قبلیام فانتزی نیست و فضایی واقعی دارد. بافت قصه منسجم و جذاب است و در آن لحظههای کمدی وجود دارد. سعی کردم از طریق بازی و شوخی لحظههای طنز را تقویت کنم و فیلمی مفرح و جذاب بسازم.
جوان در فیلم جدیدش نقش جوانی به نام ناصر را بازی میکند و درباره این شخصیت میگوید: قرار نبود در فیلم بازی کنم و گزینههای دیگر مطرح بود. اما در توافق با تهیهکننده به این نتیجه رسیدم که میتوانم این نقش را بازی کنم که چندان عجیب و غریب نیست و یک شخصیت جذاب دارد.
او درباره انتخاب کمیلی میگوید: حامد جوانی بااستعداد، علاقمند و باانگیزه است و خیلی زود با این فضا هماهنگ شد. این نقش محکی خوب برای اوست و با این فیلم قابلیتهای تازه این بازیگر دیده میشود. معمولاً در کارهایم از بازیگر حرفهای استفاده میکنم، چون به توانایی آنها اعتقاد دارم.
جوان درباره نمایش فیلمش در جشنواره فجر میگوید: کیفیت فیلم برایم مهم است و دوست ندارم در عجله رسیدن به جشنواره لطمه ببیند. حضور در جشنواره ویترینی مناسب برای معرفی یک فیلم است و فضایی دوستداشتنی دارد. اما باید شرایط مناسب برای نمایش جشنوارهای فیلمها وجود داشته باشد.
مهناز افشار بازیگر نقش مقابل کمیلی نیز به گروه ملحق میشود تا در صحنههایی که در پلاتو فیلمبرداری میشود مقابل کمیلی بازی کند. افشار سابقه بازی در کمدی رمانتیک و پرفروش "آتشبس" را دارد و به نظر میرسد در این فیلم از فرصتی که دارد برای ایفای یک شخصیت دوستداشتنی دیگر استفاده کند.
به نظر میآید زوج کمیلی / افشار بتواند ترکیبی تازه برای جذب مخاطب باشد. شیلا خداداد نیز دیگر بازیگر فیلم است که گریم و پوششی متفاوت در "پسر آدم، دختر حوا" دارد و در اغلب سکانسها همبازی رامبد جوان است.
سعید حاجیمیری تهیهکننده فیلم سینمایی " پسر آدم، دختر حوا" درباره انتخاب جوان میگوید: جنس کمدی جوان را دوست دارم و احساس کردم نوع قصه و فضای فیلمنامه با نگاه و سلیقه او همخوانی دارد. کمدی جوان شوخ و شنگ است، اما از دایره وقار و ادب خارج نمیشود... این برایم مهم است.
تهیهکننده "انعکاس" ادامه میدهد: در سالهای فعالیتم در سینما گونههای مختلف را تجربه کرده و دنبال سینمایی هستم که هم برای مخاطب جذاب باشد و هم دغدغههای فرهنگیام را پاسخ بدهد. کمدیهایی که در این سالها ساخته شده معمولاً سطح سلیقه و شعور مخاطب را پائین میآورند.
وی میافزاید: ما در این فیلم نه به قشر و حرفهای خاص توهین کردهایم، نه لهجهای را به مسخره گرفتهایم و ... نه با شخصیتهای کمهوش و ناقصالخلقه روبروییم. شخصیتهای فیلم باهوش هستند و در واقع هوشمندی آنهاست که قصه را پیش میبرد.
حاجیمیری با اشاره به روند طولانی نگارش فیلمنامه "پسر آدم، دختر حوا" میگوید: از دو سال قبل روی فیلمنامه کار کردیم و به دنبال این بودم که تجربهای تازه در گونه کمدی و با فیلمهای این سالها تفاوت داشته باشد. من با عشق در سینما فعالیت میکنم و از این که با صرف وقت و هزینه فیلم بسازم، لذت میبرم.
این تهیهکننده درباره احتمال حضور "پسر آدم، دختر حوا" در جشنواره امسال میگوید: فکر نمیکنم با توجه به حجم کار بتوانیم فیلم را به جشنواره برسانیم. فیلم بهار آینده تدوین میشود و امکان دارد اگر زمانی مناسب برای نمایش آن وجود نداشته باشد تا جشنواره سال آینده صبر کنیم.
حاجیمیری میافزاید: این فیلم تاریخ مصرف ندارد و اگر در شرایط مناسب روی پرده برود مخاطبان زیاد خواهد داشت. فیلم را برای خانوادهها ساختهایم و امیدواریم این گروه که سالهای اخیر از سینما فاصله گرفته به دیدن "پسر آدم، دختر حوا" بیایند چون فیلمی سالم و مفرح است.
گروه صحنه تغییراتی در وسایل صحنه داده و اتاق را برای ضبط سکانس بعد آماده میکنند. تعدادی از مبلها جابجا شده و جای دوربین تغییر میکند. برای اینکه فضای پشت پنجره در تصاویر منعکس نشود چند دقیقه وقت صرف میشود تا پشت شیشه اتاق پوشانده شود. بالاخره با رضایت جوان و حیدری فیلمبرداری پلان بعد شروع میشود.
فرج حیدری فیلمبردار که جایگزین علیرضا زریندست شده درباره حضور خود میگوید: جناب آقای زریندست به دلیل گرفتاری نتوانستند کارشان را در این پروژه ادامه بدهند و من با اجازه و هماهنگی او کار را ادامه میدهم. این موضوع تعهدم را به این پروژه بیشتر میکند.
حیدری که در فاصله دو پلان زمانی محدود برای صحبت کردن دارد میگوید: همکاری با کارگردانهای جوان را دوست دارم. ما باید به آنها اعتماد کنیم و این فرصت را بدهیم تا فکرهای تازه و ذهنیتهای بکر وارد سینما شوند. همکاری عوامل حرفهای با کارگردانهای جوان میتواند مسیر موفقیت آنها را تسریع و در رگهای سینمای ایران خونی تازه جاری کند.
این فیلمبردار باسابقه با اشاره به فضای فیلم میافزاید: "پسر آدم، دختر حوا" یک کمدی پرتحرک و مفرح است. فیلم پر از پلان و حرکت است و میزانسنهای متفاوت و در هر سکانس حرکت خاص دارد. جوان کارش را خوب بلد است و با شناخت و آگاهی سر صحنه میآید.
حیدری میگوید: قصه فیلم جذاب و عوامل آن حرفهای هستند و انتظار می رود "پسر آدم، دختر حوا" سرگرمکننده و خوشساخت شود. بخشی از کار در دکور فیلمبرداری میشود. این موضوع امتیازهایی دارد و دست فیلمبردار در چنین فضایی بازتر است تا حرکت مناسب هر سکانس را طراحی کند. اما اگر این دکور کمی بزرگتر بود امکان حرکت بیشتر بود.
رامبد جوان با فرج حیدری بخشی از پلاتو را بازدید میکند. آنها درباره جای دوربین در راهرو و آسانسور صحبت میکنند و طراحی ابتدایی حرکتهای دوربین را انجام میدهند تا گروه برای ضبط سکانس بعد آماده شود. سکانسی که مقابل در ورودی دفتر مشترک فرهود و مینا فیلمبرداری میشود. دفتری که قصه دو وکیل جوان و لجبازیهایشان در آن اتفاق میافتد.
"پسر آدم، دختر حوا" دومین گام رامبد جوان در سینماست و میتوان آن را یکی از امیدهای اکران سال آینده دانست. فیلمی مفرح، پر از لحظههای طنز، با پایانی عاشقانه...
"پسر آدم، دختر حوا" فیلمی کمدی اجتماعی است که به لجبازیهای دو وکیل تازهکار میپردازد. فیلمنامه را محمدرضا احمدی و حاجیمیری نوشتهاند و حامد کمیلی، مهناز افشار، محسن قاضیمرادی، لیلا اوتادی و فرامرز صدیقی بازیگران آن هستند.
آزیتا موگویی مجری طرح و مدیر تولید، بهروز معاونیان صدابردار، آتوسا قلمفرسایی طراح صحنه و لباس، مهرداد میرکیانی طراح چهرهپردازی و پوپک مظفری دستیار کارگردان و برنامهریز فیلم هستند.

بهاره افشاري بازيگر جواني كه با ايفاي نقش شيطان در مجموعه «او يك فرشته بود» به چهره اي شناخته شد تبديل شد. اين روزها سرگرم نگارش كتابي است با موضوع زندگي و آثار نيكي كريمي. با او درباره اين كتاب و مراحل آماده سازي آن براي نشر و عرضه گفت و گويي انجام شده است:
چه شد كه تصميم گرفتيد كتابي با موضوع زندگي نيكي كريمي بنويسيد؟
زندگي پرفراز و نشيب و همراه با خاطره خانم كريمي در كودكي، نوجواني و جواني و حضور فعال، مستمر و تاثيرگذار او به عنوان بازيگر و كارگردان درعرصه سينما و همينطورموفقيت ها و جوايزي متعددي كه اين هنرمند سينما درعرصه داخلي و بين المللي براي سينماي ايران به ارمغان آورده است، از جمله دلايل نگارش كتابي از زندگي و آثار وي بود.
گويا در ابتدا قصد داشتيد براساس زندگي نيكي كريمي مستندي بسازيد،چطور شد از اين تصميم منصرف شديد؟
بله در ابتدا چنين تصميمي داشتم، اما با توجه به اهميت گسترش فرهنگ كتاب خواني در كشور و همين طور در دسترس بودن كتاب نسبت به آثار تصويري، تصميم گرفتم تا زندگي و آثار خانم كريمي را در قالب يك كتاب به نگارش درآورم.
نگارش اين كتاب را از چه زماني شروع شد و چه بخش هاي از زندگي نيكي كريمي در آن مورد توجه قرار گرفته است؟
يكسال و نيم است نگارش كتاب را شروع كرده ام و در آن به تمام اتفاقات رخ داده در زندگي خانم كريمي از كودكي تا حضور او به عنوان بازيگر در عرصه سينما و همينطور فيلمهايي كه ساخته است پرداخته ام.
از نظرات همكاران نيكي كريمي نيز در اين كتاب بهره يرده ايد؟
بله،بخشي از اين كتاب نيز به اظهارنظرهاي تعدادي از هنرمندان مطرح كشور در حوزه هاي مختلف درباره زندگي و آثار اين بازيگر مطرح سينماي ايران اختصاص يافته است.
اين كتاب آلان در چه مرحله اي است و چه زماني منتشر مي شود؟
در حال حاضر آخرين مراحل نگارش را طي مي كندو به زودي براي دريافت مجوز نشر به وزارت ارشاد ارائه مي شود و پس از اخذ مجوز چاپ، در بيست و دومين نمايشگاه بين المللي كتاب تهران عرضه خواهد شد.
نشر اين كتاب كدام انتشاراتي بر عهده دارد؟
انتشارات «پنجره»
.jpg)
داستان مردي كه ميخواست هنرمند شود، اما گنگستر شد
با بازي رضا كيانيان، فيلم «همراه تلفن» ساخته شد. اين فيلم نخستين اثري محسوب ميشود كه با استفاده از تكنيك روتوسكپي درايران توليد شده است. سينا عطائيان ـ نويسنده و كارگردان «همراه تلفن»ـ با اعلام اين خبر اظهار كرد: اين فيلم كه در ساخت آن از نوعي انيميشن نيز استفاده ميشود، در مدت 12 دقيقه ساخته شده است و از نمونههاي خارجي آن به فيلم سينمايي «يك اسكنر تاريكنگر» ميتوان اشاره كرد.
او با بيان اينكه كيفيت «همراه تلفن» با نمونههاي خارجي آن برابري ميكند، گفت: در خارج از كشور، براي ساختن فيلم با روش روتوسكپي نيروي انساني زيادي بهكار گرفته و هزينهي هنگفتي صرف ميشود ولي ما با حفظ كيفيت «همراه تلفن»را با هزينهي كمتري توليد كرديم.
عطائيان كه طراحي فضا و شخصيتهاي «همراه تلفن» را نيز برعهده دارد، عليرضا شجاع نوري و مقداد اسلامي را ديگر بازيگران اين فيلم ذكر كرد و دربارهي چگونگي توليد آن اظهار كرد: تمام فيلمبرداري در فضاي استوديويي انجام دادهايم و براي ارتقاي كيفيت اثر در برخي از صحنهها از تصويرهاي دو و سه بعدي رايانهاي استفاده كردهايم. در كل فيلمبرداري در استوديو سهروز و مراحل فني آن حدود پنج ماه بهطول انجاميد.
كارگردان «همراه تلفن» با بيان اينكه دراين فيلم برخي صحنهها اكشن است، گفت: شجاعنوري در بيشتر صحنههاي اكشن، خودش نقشآفريني كرد و كمتر از بدل استفاده شد. او در ادامه از گويندگي هريك از بازيگران به جاي خودش درمرحلهي دوبله خبر داد.
عطائيان در پايان اظهار كرد: «همراه تلفن» به تهيهكنندگي ناهيد دل آگاه و حمايت مركز گسترش سينماي مستند و تجربي ساخته شده است و دكتر اكبر عالمي بهعنوان مشاور با ما همكاري كردند.
«همراه تلفن» براي شركت درجشنوارهي پويانمايي تهران ارائه شده است. در اين فيلم40طراح در بخش روتوسكپي و رنگگذاري فعاليت كردهاند. برخي از عوامل ساخت آن عبارتند از: تدوينگر: روزبه ميربيگي، طراح صحنه و لباس: سياوش بهنامنژاد، مجري طرح: لقمان ابراهيمي، پارتيكل آرتيست و سوپروايز فيلمبرداري: ميثم حسيني، سوپروايزران بخش روتوسكپي: هاله خجسته، هدي دوروديان، زهرا يزدانينيا، الينا زوار، مهتاب مزين، فاطمه فخراييمنش، محسن حصاري، آناهيتا سليماني، فاطمه زادفر، مژده توحيدي، مهروز بلادي.موسيقي و صداگذاري اين فيلم نيز در استوديوي گروه «دنگ شو» انجام شده است.
«همراه تلفن» داستان فردي (بابازي رضا كيانيان) است كه قرار بوده هنرمند شود اما اشتباها گانگستر ميشود.
محمدحسين لطيفي كه اين روزها درگير ساخت مجموعه تلويزيوني «نردبام آسمان» است، گفت: با پايان ساخت اين مجموعه در ارديبهشت ماه سال 88 مراحل ساخت جديدترين پروژه سينماييام را كه مضموني اجتماعي دارد آغاز خواهم كرد.
«محمدحسين لطيفي» با اعلام اين مطلب افزود: خيلي دوست داشتم در وقفه سه ماههاي كه در حين پروژه «نردبام آسمان» به وجود آمد، جديدترين فيلم سينماييام را بسازم كه مورد پذيرش دوستان قرار نگرفت.
كارگردان فيلمهاي موفقي چون «روز سوم»، «عينك دودي»، «خوابگاه دختران» و «توفيق اجباري» تصريح كرد: فكر ميكنم يك كارگردان نيمهحرفهاي هستم و حرفه خودم را خوب ميشناسم. من دوست داشتم از اين وقفه نهايت استفاده را ببرم و از موقعي كه اين اتفاق افتاد، به دوستان گفتم كه وقفه يكماهه نخواهد بود و قطعا مدت زمان طولانيتري با وقفه مواجه خواهيم شد و با اين ديدگاه، از آنها خواستم تا اجازه دهند من فيلمم را بسازم اما درخواستم مورد پذيرش قرار نگرفت.
وي در خاتمه با اشاره به مضمون جديدترين فيلم خود اظهار داشت:موضوع جديدترين فيلمم كه هنوز نامي قطعي براي آن انتخاب نكردهام، موضوع كاملا حسي، عاشقانه و اجتماعي است و يك قصه خيلي ساده اما در عين حال احساسي و احتماعي است كه دارم خودم را آماده ميكنم بلافاصله پس از پايان ساخت «نردبام آسمان» در ارديبهشت 88، با يك وقفه 15 روزه فيلم خودم را بسازم.
«محمدحسين لطيفي» متولد 1341 تهران است. وي فعاليت هنري خود با نقاشي و مجسمه سازي و به دنبال آن نقاشي متحرك شروع كرد و وارد عرصه فيلمسازي شد. او در بدو راه اندازي مركز سينماي تجربي و نيمه حرفهاي توسط محسن مسعودشاهي از اعضاي فعال آن مركز بود و در كنار ساير فعاليتهايش در چند مورد مشاوره كارگردان را نيز به عهده داشته است.
در كارنامه هنري لطيفي تاكنون ساخت 6 فيلم موفق «توفيق اجباري»، «روز سوم»، «خوابگاه دختران»، «دختر ايروني»، «عينك دودي»، «سرعت» و مجموعه «صاحبدلان» ديده ميشود.
جايى در همان اوايل فيلم، وقتى كه پگاه، بابك حميديان را سوار مى كند تا به محل كارش برساند، بحثى بين شان درمى گيرد كه دقت در آن براى تماشاگر خيلى مفيد است. اصلاً كليد فهم فيلم «سه زن» است. وقتى پسر مى گويد كه روزه است و تأكيد مى كند كه هر كسى براى خودش در زندگى فلسفه و راه و روش خاصى دارد و براى سرگرم شدن بايد يكسرى كارهايى انجام دهد، پگاه جواب مى دهد كه: «من اگه بخوام سرگرم بشم مى رم سينما.»
موقعيت ديالوگ فوق در فيلم آدم را ياد كسى مى اندازد كه براى اثبات بى سوادى اش كتابى مى نويسد يا براى آن كه ثابت كند خواننده خوبى نيست، يك قطعه پرهزينه اجرا مى كند. از قرار معلوم منيژه حكمت جزو آن دسته از كارگردانانى است كه مضمون و پيام برايشان از فرم و ظاهر مهمتر است. فيلم مى سازند تا با مخاطب حرف بزنند، نه اين كه فيلمشان حرف بزند و سينما را فقط معبر و رسانه اى مى دانند كه از طريق آن نظرات و ديدگاه هاى فلسفى و اجتماعى شان را به بيننده ها (شنونده ها ؟/ خواننده ها ؟ ) منتقل كنند. در برخورد با فيلمسازانى مثل حكمت نبايد انتظار فرم و سر و شكل جذاب و سرگرم كننده داشت. جذابيت و سرگرمى براى عوام است و سازندگان «سه زن» كارها و حرف هاى مهمترى دارند كه به آنها بپردازند. پس با اين حساب ما هم مى رويم سراغ مضمون كه ببينيم «سه زن» چه مى خواهد بگويد و چه «پيامى» برايمان دارد.
۱- شكاف نسل ها:
فيلم قصه سه زن از سه نسل است. ببخشيد، قصه نه. فيلم درباره سه زن از سه نسل است كه با يكديگر نسبت خونى دارند: مادربزرگ و مادر و دختر. مادر (مينو/ نيكى كريمى) كارشناس فرش است. از همسرش جدا شده، برادرى دارد به نام امير (شاهرخ فروتنيان) كه نماد زندگى عرفى و معمولى در شهر تهران است ولى مينو او را قبول ندارد و البته مرد تنها و شاعر مسلكى هم هست (رفيع/ رضا كيانيان) كه مينو وقتى از همه جا نااميد مى شود به سراغ او مى رود تا استراحت كند و انرژى بگيرد. اين مرد شاعر و نقاش معتقد است كه مينو مثل شهاب سنگى است كه رها شده و بى لجام به سمت زمين مى تازد و تنها راه چاره او را خوابيدن و بى خيالى مى داند.
دختر (پگاه/ پگاه آهنگرانى) از زندگى اش ناراضى است. ظاهراً چون مى خواسته تنها زندگى كند مجبور شده براى تهيه پول اجاره خانه درس نخواند و كار كند و در نتيجه دو ترم مشروط شده است. حوصله هيچ كس، حتى دوستان مشنگش را ندارد و با ماشين راه بيابان را در پيش گرفته است. پگاه سر راه، پسرى را مى بيند (بابك حميديان) كه باستان شناس است و با او ارتباط برقرار مى كند. مادربزرگ (مريم بوبانى) هم كه رسماً دچار بيمارى آلزايمر است. اختلاف نسل ها درباره او آنقدر تأثيرگذار بوده كه به كلى از محيط اطراف منفكش كرده است.
اين سه نسل به همديگر علاقه دارند و به نظر نمى رسد مشكل خاصى با هم داشته باشند، بلكه اين عوامل بيرونى است كه آنها را به انزوا مى كشاند. كلان شهرى كه همه را سودجو و متقلب كرده است جايى براى نشستن و به تفاهم رسيدن ندارد، پس بايد سفر كرد و رفت. به خانه رفيع، به سايت باستان شناسى و به كوه و بيابان.
|
|