|
سینمای ایران
|
||
|
سینمای ایران |
پنجشنبه بعدازظهر در میان مهمانان مراسم افتتاحیه خصوصی نمایشگاه عکسهای رضا کیانیان، حضور یک چهره خاص بیش از بقیه به چشم میآمد؛ کسی که مثل همیشه در سکوت و با ظاهری عادی آمد و البته تنها چند دقیقهای ماند و خیلی زود هم رفت. هرچند همین حضور اندک هم از چشم حاضران در نمایشگاه دور نماند و بعد از مدتها، تصویری از او بر قاب عکاسان ثبت شد. هدیه تهرانی سالهاست که چنین رویهای گزیده است.
شبحی در جمع
این روزها کمتر کسی است که از ستاره ده سال اخیر سینمای ایران خبر موثقی داشته باشد. هرچند که به روال همیشه همچنان سیل فیلمنامههاست که بهسوی هدیه تهرانی روان است و کمتر طرح و فیلمنامهای پیدا میشود که یکبار به او پیشنهاد نشده باشد؛ اما پاسخی دریافت نمیشود. در این دو سال که هدیه تهرانی علاقه به طراحی صحنه و دکوراسیون هم پیدا کرده، فیلمنامههای پیشنهادی به انضمام سمت مدیریت طراحی صحنه هم هستند؛ با این همه کمتر پیشنهادی پاسخ مثبت میگیرد. از آخرینباری که هدیه تهرانی مقابل دوربین رفته بیش از 2 سال میگذرد. بهروز افخمی برای فیلم جنجالیاش «فرزند صبح» از تهرانی در نقش دايه حضرت امام خمینی (ره) استفاده کرد. هرچند که همین انتخاب هم جنجالهای فراوانی را به همراه داشت؛ آنچنان که خود افخمی را هم به میدان آورد. بعد از این فیلم که همچنان مشخص نیست سرانجام در جشنواره فجر امسال به نمایش درخواهد آمد یا نه، تهرانی هیچ پیشنهاد جدیدی را نپذیرفته است. او البته در این 2 سال برای بازی در 3 فیلم مختلف تا پای قرارداد هم پیش رفت. برای «سه زن» قرارداد هم امضا کرد و نامش در لیست عوامل فیلم هم قرار گرفت؛ اما نهایتا بنا به دلایلی که هیچگاه اعلام نشد از بازی در فیلم انصراف داد و سازندگان هم با نیکی کریمی به توافق رسیدند. ابراهیم حاتمیکیا هم برای آنکه جمع بازیگران فیلم «دعوت» از هر نظر تکمیل باشد بهعنوان اولین گزینه، هدیه تهرانی را در نظر داشت. تهرانی هم به دفتر حک فیلم آمد و با این امتیاز که هر نقشی را پسندید بازی کند، با سازندگان فیلم قرارداد بست. تهرانی برای نقش خانم دکتر که در تمام اپیزودها حضور داشت به توافق رسید؛ اما درحالیکه قرارداد هم امضا شده و همهچیز مرتب بهنظر میرسید، ناگهان ورق برگشت و تهرانی هم به جمع بازیگران انصرافي دعوت پیوست. نقشی که تهرانی نپذیرفت، نهایتا کتایون ریاحی ایفا کرد. اما جدیترین فیلمی که در دو سال اخیر نام تهرانی برای بازی درآن مطرح شد «دایره زنگی» بود؛ فیلمی که در دفتر بشرا فیلم تولید میشد و رابطه نزدیک تهرانی با صاحبان این دفتر زبانزد است. «دایره زنگی» هم از فیلمهای پر بازیگر دوسال اخیر سینمای ایران است که تهرانی هم گزینه ایفای نقش یکی از ساکنان آپارتمان فیلم بود؛ اما درحالیکه سیدجمال ساداتیان تهیهکننده فیلم تا آخرین روزهای فیلمبرداری اعلام میکرد که تهرانی بهزودی مقابل دوربین خواهد رفت و تمام خبرها درباره کنارهگیری این بازیگر از فیلم را تکذیب میکرد، نهایتا «دایره زنگی» هم بدون تهرانی ساخته شد.
در این مدت هدیه تهرانی تجربیات سراسر متفاوتی داشته است. در مقطعی بهعنوان دستیار کارگردان با فیلمساز جهانی سینمای ایران عباس کیارستمی همکاری کرد. پروژه «شیرین» که براساس طرح کوتاهی تبدیل به فیلم بلندی شد، علاوه بر حضور هدیه تهرانی در مقابل دوربین از او بهعنوان دستیار کارگردان و برنامهریز پروژه هم استفاده میکرد؛ فیلمی که البته سرانجام قابلتوجهی پیدا نکرد و بعد از واکنش منفی تماشاگران جشنواره فیلم ونیز، گویی سازندگانش هم دیگر چندان پیگیرش نیستند.
این دومین همکاری تهرانی با فیلمسازان بینالمللی سینمای ایران بود. او پیش از این با بهمن قبادی دیگر کارگردان محبوب جشنوارهها در فیلم «نیوه مانگ» به همین شیوه کار کرده بود؛ فیلمی که اجازه نمایش در ایران پیدا نکرد و البته به روال معمول DVD هایش به ایران رسید و علاقهمندان تهرانی بعد از مدتها او را دیدند؛ هرچند با یک «تهرانی» سراسر متفاوت روبهرو شدند که کمتر نشانی از آن تصاویر در ذهن داشت.
ستاره گمشده
یک سالی است که تمام تلاشها برای بازگرداندن هدیه تهرانی به سینما بیسرانجام بوده. او حتی به پیشنهاد اصغر فرهادی کارگردانی که بسیار به آثارش علاقه دارد پاسخ رد داد. «درباره الی» هم بیتهرانی ساخته شد تا فکر بازگشت تهرانی به سینمای ایران تا اطلاع ثانوی بعید باشد. اما هدیه تهرانی چرا این میزان نسبت به سینما و بازیگری بیعلاقه شده است؟ آیا او با این سینما قهر کرده؟ پاسخ این سوال را حتی نزدیکترین دوستان تهرانی در سینما هم بهدرستی نمیدانند. با این همه، بیشتر تحلیلها معطوف به روحیات خاص او و البته شرایط امروز سینمای ایران است. یک کارگردان شناخته شده سینمای ایران که سابقه همکاری با تهرانی را دارد در پاسخ به این سوال که آیا تهرانی نسبت به سینما دلزده شده، با اشاره به روحیه خاص تهرانی می گوید: «تهرانی در دورهای چهره شد که سینمای ایران مسیر خاصی را میپیمود؛ دورانی که مضامین خاص، اجازه طرح در سینما پیدا کردند و تهرانی بهنوعی به شمایل این سینما بدل شد. بعد این نوع سینما به تکرار افتاد و همه از تهرانی یک انتظار داشتند. او هم به کل از کلیشهسازی پرهیز میکند و نسبت به سینمای جریان روز و عام دافعه پیدا کرد». این کارگردان نتیجه میگیرد: مجموع این اتفاقات سبب شد که تهرانی به سمت رشتههای دیگری در سینما برود؛ از قبیل دستیاری و فراهم کردن سرمایه و طراحی صحنه». این فیلمساز با بیان اینکه ظاهرا این تجربهها هم چندان برای تهرانی جذاب نبوده، از علاقههای جدید این بازیگر به رشتههای دیگر هنری مانند تئاتر صحبت میکند. اشاره این فیلمساز به نمایشی است که تا دو ماه پیش در سالن سایه تئاتر شهر اجرا میشد و نام هدیه تهرانی بهعنوان طراح صحنه آن به چشم میخورد. رضا گوران کارگردان این نمایش، پیش از این در گفتوگویی درباره چگونگی همکاری تهرانی با این نمایش گفته بود: «من متن نمایشنامه را برای ایشان فرستادم. کار را خواندند و خوششان آمد و باهم به توافق رسیدیم». استقبال از اجرای «یرما» با طراحی صحنه تهرانی که به گفته منتقدان تئاتری، بهشدت چشمنواز و تاحدودی غیرتئاتری بود و جالب اینجاست که تهرانی ظاهرا کمترین حضور را در جریان اجرا و شکلگیری این نمایش داشته و کاملا جدا از گروه فعالیت کرده است.
شب دوازدهم بهمن ماه سال 1382 ابراهیم حاتمیکیا تنها چند ساعت قبل از آغاز مراسم، خود را به سالن میلاد رساند. اگر نبود، برنامه بزرگداشتی که برایش در مراسم افتتاحیه بیست و دومین جشنواره بینالمللی فیلم فجر گرفته بودند، او ترجیح میداد که در همان ارتفاعات روستاي سنكده فیروزکوه بماند وساخت فیلمی را پی بگیرد که با علاقه و اشتیاق عجیبی پیگیر تولیدش بود. حاتمیکیا آن شب به خاطر مجموعه آثارش در زمينه دفاع مقدس و رسيدن به شيوه بياني مبدعانه و تاثيرگذار در سينماي دفاع مقدس تجليل شد و در نطق کوتاهش هم اشاره کرد که از سرصحنه فیلمبرداری میآید و تمرکز لازم را ندارد. آن شب کمتر کسی پیشبینی میکرد که همین کارگردان تقدیر شده، به واسطه همین فیلم چهره خبرساز دوره بعد باشد. «به رنگ ارغوان»، سیزدهمین فیلم ابراهیم حاتمیکیا سرنوشت عجیبی پیدا کرد.

این مطلب ستایش از یک برنامه یا یک شخصیت تلویزیونی تاثیرگذار و بحث انگیز است.آن هم در زمانی که سینمای ما اینقدر مریض است که یکی از مهمترین فصلهای اکرانش شوری بین تماشاگران بر انگیخته نمی کند و بحثی ایجاد نمیکند.از برنامه ای تعریف می کنم که در یکی از درخشان ترین برنامه هایش آنقدر به ظرافت ترویج اخلاق کرد که منادیان بازیابی ارزشهای نو و کهنه در همین سینمای خودمان باید از آن درس یاد بگیرند.سینمایی که آواز گنجشکهایش آنقدر باسمه ای و پیش پا افتاده قرار بود تماشاگر را به یاد اخلاقیات بیندازد و سه زنش حتا آنقدر شناخت کوچکی از مدیومی که در ان قرار گرفته ندارد که تابلوی اعتراضی که بر دست گرفته به بازی کودکانه ای بیشتر شبیه است.و دعوتش که هنوز در شناخت آدمهایی که قرار است این ارزشها را به کار گیرند فرسنگها فاصله دارد.و در میان این سینمای به ظاهر پر طمطراق یک برنامه تلویزیونی که قالب پخشش در زبان امروز به زرد و پر حاشیه معروف است بدون آنکه ادعایی در این امر داشته باشد کارکرد اجتماعی و رسانه ای خود را در پاک ترین شکل ممکن ارائه میدهد و چیزی که ما از آن به عنوان تعهد نام میبریم در لحظه لحظه ان به چشم می خورد.
باید الان از عادل فردوسی پور و برنامه اش تعریف کنم انهم موقعی که بیشتر از هر زمان دیگری مورد هجمه طیف جدیدی از مخالفان خود قرار گرفته.کسانی که معتقدند فردوسی پور با تولید آیتم افشای داستان دکارمو که به زعم آنان یک کار بیهوده و زرد و حاشیه ای محسوب میشد یکی از دلایل رفتن افشین قطبی بوده.
یکبار دیگر داستان دکارمو را مرور کنیم.دکارمو ،بازیکن برزیلی که افشین قطبی از او به عنوان یکی از بازیکنان سطح بالای لیگ برزیل نام میبرد با دریافت مبلغی قابل توجه به محبوبترین باشگاه فوتبال ایرانی و تیمی که هزاران جوان ایرانی رویای بازی کردن در آن را در سر دارند می پیوندد و البته با بازیهای ضعیف انتقاداتی را هم به دنبال خودش دارد.اما افشین قطبی دائما سابقه او را درلیگ برزیل را یادآوری میکند.و حالا برنامه نود و در راس آن عادل فردوسی پور وظیفه رسانه ای خودش می بیند که صحت و سقم این ماجرا را پیدا کند و نتیجه ان میشود که از آن مطلعید.دکارمو از پرسپولیس اخراج میشود و با فاصله کمی بعد از آن افشین قطبی هم با تمام حمایت مردمی که داشت از پرسپولیس میرود.
عادل فردوسی پور در تمام سالهای گذشته چنین رویه ای داشته و تا جایی که اجازه داشته و با توجه به شرایط، توان آن را در خود می دیده به افشای برخی روابط و اتفاقات و ضعف ها و سوء مدیریتها پرداخته اما چه شده که طیف طرفدار قطبی که خو را درمسیر فردوسی پور و جریان فکری او میدید اینگونه عنان از کف داده به حمله به او مشغول است.و کنایه آمیز آنجاست که برای اولین بار هر دو جریان فکری در مخالفت با عادل همراه است.چه داریوش مصطفوی یعنی صاحبان قدرت چه طرفداران افشین قطبی .پس مصلحت این بود که این بار از افشای حقیقت سر باز زند.داستان برایتان آشنا نیست؟چند فیلم با این مضمون دیده اید.با مضمون افشاگری و نقب زدن به دل حقیقت بدون در نظر گرفتن مصلحت.برای نوشتن این مطلب یکبار دیگر فیلم نمونه ای این ژانر را دیدم.یعنی همه مردان رئیس جمهور.....شاید افشای رسوایی واترگیت چندان با افشای رسوایی دکارمو همسان نباشد.شاید نتیجه عمل و ریسک عادل فردوسی پور را نتوانیم با تهوری که باب وودواد و کارل برنستین داشتند را در یک کفه ترازو قرار دهیم اما در دایره کاری و شرایط موجود و نفس و ذات این عمل شباهت کم نمی بینیم.
فردوسی پور در برنامه اولش جریان دکارمو را به کوتاهی و گذرا شرح داد.هر چند که نکته ای تکان دهنده را افشا کرد.یعنی حضور یک کره ای در باشگاه قبلی دکارمو.یادتان هست که باب وودوارد هم اولین بار نام یکی از کارکنان کاخ سفید را در دفترچه تلفن سارقین واترگیت پیدا کرد و همین روزنه ای شد برای او. رسانه های محافظه کاری مثل برنامه جهانگیر کوثری تمام تلاششان را برای ماست مالی کردن قضیه به کار گرفتند.ذی نفعان ماجرا(قطبی و مصطفوی) را به برنامه خویش آوردند و با برزیل تماس گرفتند و به دروغ مدعی شدند که دکارمو در برزیل بازیکن سرشناسی است.همین آقای کوثری کسی است که اعتقاد دارد که در برنامه خودش تحلیل جدی فوتبال ارائه میدهد و و برنامه هایی چون نود را به زرد بودن و توجه به حاشیه ها محکوم میکند.(و کنایه آمیز است که همسر جهانگیر کوثری یعنی خانم رخشان بنی اعتماد خالق فیلم به شدت محافظه کارانه خون بازی در مقابل فیلم افشاگرانه و رادیکال سنتوری است.)و در برنامه بعدی بود که عادل فردوسی پور هر چه داشت رو کرد و در کنار افشاگری حقیقت حتی اگر به قیمت کم شدن محبوبیتش باشد نکته مهمی را عنوان کرد.او گفت:"مهم این نبود که دکارمو بازیکن خوب یا بدی است.مهم این بود آنطوری که میگفتند بازیکن بزرگی نبوده."یعنی به زبان خودمان دروغ گفتند.و البته اولین واکنش طرفداران قطبی این بود که مسلما او در جریان نبوده و او چنین شخصیتی ندارد.همانطور که در جریان واترگیت سعی بر این بود که قضیه تا حد رئیس جمهور بالا نرود چون باورش مشکل بود.
ماجرای دکارمو برای قطبی گران تمام شد و در نهایت منجر به رفتن او از ایران شد.شاید خیلی هایمان از این اتفاق ناراحت باشیم.شاید فردوسی پور هم راضی به جنین اتفاقی نبود.همانطور که در فصل گذشته به وضوح حتی آن بی طرفی پوشالی خود را هم شکست و به وضوح در جبهه قطبی قرار گرفت.در فیلم "همه مردان رئیس جمهور" سردبیر دو روزنامه نگار جوان خاطره ای از یکی از افشاگری های مطبوعاتی خود برای آنها تعریف میکند که در نهایت واکنش معکوسی از سوی دولت امریکا داشته و منجر به ریاست شخص خبیث تری در اف بی آی شده.سردبیر به آنها میگوید:"من خراب کردم ولی خطا نکردم."
عادل فردوسی پور در آیتم درخشان افشای ماجرای دکارمو تقدس حرفه خویش را نشان داد.یعنی به همان اندازه که ماشین تایپ در فیلم همه مردان رئیس جمهور در جای جای ان نقش مقدسی را بازی میکند.و این تعهد معصومیتی باورنکردنی به سیمای بازیگوش عادل داده.همان معصومیتی که در چهره جرج کلونی در فیلم مایکل کلایتون وقتی به اسبها نگاه میکند هست.و این از نتایج اخلاق است.برایش نگرانم.که اینکه همه این بغضها را در مقابل او جمع کنند و برنامه اش را تعطیل کنند.یا یکی از همان شبهای سرد و خلوتی که در خیابان قدم میزند خنجری ، زخمی ، چیزی به سمتش روانه کنند.مثل وقتی که صدا کلفته به باب وودوارد میگوید تحت خطر است و باب با وهم و ترس در دل تاریکی میدود و در صحنه بعدی صبح آمده و هوا روشن شده....
*افشاگر یکی از ترجمه های نام شاهکار مایکل مان insider است.می توانید در همه مطلب فوق به جای فیلم پاکولاٰ، یعنی «تمام مردان رئیس جمهور» insider را فیلم محوری قرار بدهید.نتیجه قشنگتری هم دارد.من که جرات نکردم.
محمدرضا گلزار هنرپیشه سینمای کشورمان و یکی از اهالی والیبال به عنوان مربی بدنساز یک تیم لیگ برتری والیبال منصوب شد.
محمدرضا گلزار والیبالیست سابق و هنرپیشه کنونی سینما با درخواست باشگاه ارتعاشات صنعتی ایران از این پس به عنوان مربی بدنساز تیم والیبال این باشگاه همکاری خواهد کرد.
گلزار که در عضویت تیم فوتبال هنرمندان است از هفته هشتم رقابت های لیگ برتر والیبال روی نیمکت مربیگری تیم ارتعاشات صنعتی ایران قرار می گیرد.
تیم ارتعاشات صنعتی ایران در پایان هفته هفتم لیگ برتر والیبال در میان 14 تیم این مسابقات با کسب 8 امتیاز در جایگاه دوازدهمی قرار دارد.

در حالی که پیش از این عنوان شده بو دشبانه بابازی هدیه تهرانی قرار است در آذرماه اکران شودولی گویا هنوز وضعیت اکران این فیلم مشخص نیست . علی سر تیپی پخش کننده این فیلم ومدیر شرکت فیلمیران در گفت وگوبا خبرنگار ما می گوید «احتمالا این فیلم در گروه سینماهای فرهنگی به نمایش در می آید. «شبانه»نخستين فيلم بلند «اميد بنكدار» و «كيوان علي محمدي» است كه در جشنواره بيست و چهارم فيلم فجر در بخش فيلمهاي اول و دوم و ميهمان به نمايش در آمد.اين فيلم با تكنيكي كه كمتر در فيلمهاي ايراني ديده شده داستان دختري به نام شبنم را روايت ميكند كه همراه دو دوستش، ساناز و خاطره به قصد گذراندن شبي خوش از خانه خارج ميشوند. اما اتفاق ناگواري كه براي برادرش روي ميدهد، حوادث تازه اي را براي او و دوستانش رقم ميزند. هديه تهراني،كوروش تهامي،كمند اميرسليماني،ستاره اسكندري ،آتيلا پسياني ،بهاره رهنما،حميدرضا پگاه،اميرحسين صديق،انوشيروان فاطمي از بازيگران فيلم هستند
فیلمبرداری «تردید» که با فراز و نشیبهای فراوانی همراه بود، میاناش وقفه افتاد و گروه تولید مجبور شدند فیلمبرداریاش را به دلیل بیماری کارگرداناش دوباره آغاز کنند، بالاخره به پایان رسید.
مهتاب كرامتي، داوود رشيدي، كاوه كاويان، انوشيروان ارجمند، رزا آرايش و آتش گرگان ديگر بازيگراني اين فيلم به تهيهكنندگي سعيد سعدي هستند.
كريم مسيحي، كارگردان 54 ساله سينماي ايران، فعاليت سينمايياش را با دستياري كارگردان و منشيگري صحنه فيلم
«رگبار» در سال 51 آغاز كرده و در فيلمهاي «صبح روز چهارم» ، «تنگنا» و «شازده احتجاب»؛ با كامران شيردل، امير نادري و بهمن فرمانآرا بهعنوان دستيار كارگردان همراه بوده است.
كريم مسيحي بعد از دستياري فيلمهايي از بهرام بيضايي، اولين و تنها فيلم سينمايياش را به نام «پردهآخر» در سال 69 ساخت؛ اين فيلم از آثار مطرح تاريخ سينماي ايران به حساب ميآيد.
وي در اين سالها بيشتر بهعنوان تدوينگر با پروژههاي سينمايي همكاري داشته كه از جمله آن ميتوان به «بازي بزرگان»، «عشق گمشده»، «نه نه لالا و فرزندانش»، «ساراي»، «عشق +2 » ، «كميته مجازات»، «تهران روزگار نو» و «دختري به نام تندر» نام برد.
از سوی دیگر پروژه سينمايي «راه آبي ابريشم» به كارگرداني محمدبزرگنيا هفته آينده در جزيره قشم كليد ميخورد.
«حسن بشكوفه» تهيهكننده اين پروژهضمن اعلام اين خبر اظهار داشت: دكورهاي فاز ايران در قشم تقريبا آماده است و هفته آينده اين پروژه كليد ميخورد.
وي ادامه داد: پگاه آهنگراني به عنوان بازيگر اصلي زن در اين پروژه انتخاب شد و پيام دهكردي، مهدي ميامي و محسن حسيني نيز به بازيگران اضافه شدند و به اين ترتيب ليست بازيگرهاي ما كامل شد.
بشكوفه با اشاره به انتخاب بازيگران تايلندي و چيني راه آبي ابريشم گفت: بازيگران فاز خارجي فيلم تقريبا انتخاب شدند ولي هنوز قراردادي با آنها بسته نشده است.
بر اساس اين گزارش محسن روزبهاني جلوههاي ويژه اين پروژه سينمايي را بر عهده دارد و عزتالله انتظامي، رضا كيانيان، داريوش ارجمند، بهرام رادان در آن به ايفاي نقش ميپردازند.
بنا به گزارش فارس، ساخت دكور اين پروژه دريايي را «كاظم فريبرزي» (پدر دكورسازي سينماي ايران) برعهده دارد.
عوامل ديگر «راه آبي ابريشم» عبارتند از:مدير فيلمبرداري:بهرام بدخشاني، طراحي چهرهپردازي:سعيد ملكان، مدير برنامهريزي: مصطفي احمدي، طراح هنري پروژه:پروين صفري.
بنابراين گزارش، فيلمبرداري «راه آبي ابريشم» در مناطق جنوبي كشور و عمدتا در بوشهر و قشم انجام خواهد شد، ضمن اين كه بخشي از آن در چين صورت ميگيرد.

|
|