|
سینمای ایران
|
||
|
سینمای ایران |





![]() |
محمد حسين لطيفي از ساخت فيلم سينمايي جديد خود با حضور يك فوتباليست برزيلي خبر داد. کارگردان روز سوم با اعلام اين خبر گفت: فردا به همراه منصور سهرابپور براي مذاکره با بازيگر اين فيلم که يک بازيکن فوتبال است، عازم سائوپولو برزيل مي شويم.
وي افزود: طرح اوليه اين فيلم به سهراب پور تعلق دارد و من نگارش آن را برعهده گرفتم و اکنون در مرحله بازنويسي و آماده کردن آن هستم و هنوز اسمي براي آن انتخاب نکرده ايم.
لطيفي با اشاره به اينکه اين فيلم در خارج از ايران ساخته مي شود به برنا گفت: قطعي شدن ساخت اين فيلم بسته به نتيجه اين مذاکره دارد که در صورت توافق اين فوتبالست براي بازي در اين فيلم ، فيلمبرداري را اواخر تابستان در بيروت يا بوسني شروع مي کنيم.
کارگردان «توفيق اجباري» در خصوص داستان فيلم جديد خود گفت: اين فيلم داستان رابطه دختري 10ساله با بازيکن فوتبال را روايت مي کند که حضور اين دختر منجر به تغيير در زندگي فوتباليست مي شود.
لطيفي در خصوص روند ساخت مجموعه «نردبامي برآسمان» گفت: 70درصد از تدوين اين مجموعه انجام شده است و پيش بيني مي کنيم براي قبل از ماه مبارک رمضان آن را آماده کنيم.
محمدحسين لطيفي علاوه بر كارگرداني اين سريال، نقش تيمور را هم در اين مجموعه تلويزيوني ايفا كرده است.
فرامرز قريبيان، اكبر عبدي، انوشيروان ارجمند، شبنم قلي خاني، وحيد جليلوند، ميرحسين معلومي، ماه چهره خليلي، داريوش كاردان، زهرا سعيدي، مليحه نيكجومند و جمعي ديگر از بازيگران در اين مجموعه به ايفاي نقش مي پردازند
کتایون ریاحی بازیگر سینما و تئاتر که در آخرین اثر خود در نقش زلیخا در سریال حضرت یوسف (ع) به ایفای نقش پرداخته بود طی یادداشتی از عرصه هنر خداحافظی کرد. آنچه در پی میآید متن این یادداشت است.
«گاهی اوقات زندگی طوریه که آدم نون امروز را واسه شکم فرداش نمیخواد،
اونوقته که رویاهای آدم به تعویق میافته.
گاهی اوقات آدم از سرنوشت، رو دست خوبی میخوره، که فکر میکنه داره تصمیم میگیره
اونوقته که آدم ادعاهایی میکنه، که تو رو دربایستی انجامش گیر میافته.
گاهی اوقات آدم از آرزوهاش جا میمونه.
گاهی اوقات آدم میخواد بازی کنه، بازیگر میشه.
گاهی اوقات داره میخنده وقتی تو دلش خونه، گاهی گریه میکنه و قتی داره از زور خنده میمیره.
گاهی اوقات شوخی شوخی همه چیز جدی میشه.
گاهی اوقات آدم وقتی زیاد میخواد کم مییاره، گاهی وقتی کم مییاره زیاد میخواد.
گاهی اوقات با ترس و لرز بر میگرده به پشت سرش نگاه کنه، میبینه چه شجاعتی
گاهی اوقات با شجاعت میتونه ترساشو نگاه کنه.
گاهی اوقات آدم به دنبال خوشبختی، زندگی را گم میکنه، گاهی هم با انتظار زندگی را معنا میکنه.
گاهی اوقات آدم برای پیدا کردن یه گنج الکی، گوهر خودشو گم میکنه، گاهی هم گوهر حقیقت را پیدا میکنه.
گویا زمان برآورده شدن آرزوی من و پسرم فرا رسیده و لازم است که زائر سرزمین قصه، راهی شود. اینک که عازم سفرم، سفری به دیگر سوی زندگی، بر خود لازم میدانم تا از دوستانم و استادانم که آنقدر به من نزدیک بودند که در من بودند، تشکر کنم؛ پروانه ماهان، زهرا عروس خوب پدر سالار، خانم بس، فاطمه ملاصدرا، فخرالزمان، مهین مشرقی، تارا، ثریا اردلان .... و زلیخای عاشق. گر چه همه این عزیزانم عاشق بودند ولی عشق زلیخا خود یک معجزه بود.
این زنان و تنها دوستان نازنینم گاهی تشویقکی شدند و اگر تنبیه نشدند، خدا را شکر، که البته باور نمیکنم بازیگر زنی در جهان باشد که شماتت، تحقیر و تنبیه نشود. اما همواره بزرگترین مشوقم مردم بودند با مهر آریائیشان و ایمان به خدا.
بسیار بسیار مفتخرم که در تمام طول زندگی بازیگریام، تنها و تنها یک حامی داشتم و به قول جماعت سینمایی آنان که با کمان حلاجی پنبهام را زدند، خواسته یا ناخواسته به دنبال چیزی بودند که سهم من ورای آن بود.
در طول بیش از دو دهه هرگز افتتاحیه و اختتامیه جشنواره فجر را ندیدم. کارت دعوت به دستم نرسید! و خلاصه به قول ولتر: "خدایا مرا از شر دوستانم در امان بدار، خود با دشمنانم میدانم چه کنم!"
در مقطعی که سینما راجایگاهی شایسته برای خود نمیدیدم، تلویزیون پایگاهی شد تا مهرم را با مردم مهربان تقسیم کنم.
و باز به قول حافظ: "کیمیای سعادت رفیق بود رفیق"، رفقایی که همچنان هستند و من قدردانشان و آنان که رفتند خدا به همراهشان. و اما این همه تنهایی، برکت بود برای خلوت انس و این که؛ "یدالله فوق ایدیهم"، که ترجمه سینمایی آن میشود: براستی خدا بزرگ ترین کارگردان است .
آنچه میبایست از جادوی سینما و بازیگری بیاموزم، آموختم تا شاید ره توشهای برای نوشتن باشد و در پی تجلی معجزه عاشقانه زلیخا در زندگیام. اینک برآنم تا با اعجاز کلمات، پیوندی دیگر با شما نه از جنس نقش آفرینی بلکه با آفرینش نقش داشته باشم .
اراده امروز من برای نوشتن، گویا مجالی برای بازیگری نخواهد گذاشت، اما باید دید اراده خدا چه تقدیری برایم رقم خواهد زد.
باشد که از این آزمون سربلند و دست پر بیرون آیم.»
ریاحی در اولین کار سینمایی با فیلم سینمایی پاییزان در سال 1360 خود را به عرصه بازیگری و سینمای ایران معرفی کرد. کشتی آنجلیکا، آپارتمان شماره 13 ، شام آخر، بانوی من، تارا و تب توت فرنگی و دعوت از دیگر آثار مطرح این بازیگر توانای سینما و تلویزیون محسوب میشود.
ارزوي موفقيت براي شما خانوم كتايون رياحي ارزومندم( دوستدار شما احسان خلاقي)
محسن مخملباف فیلمساز نام آشنای سینمای ایران و یکی از پایه گذاران حوزه هنری سازمان تبلیغات که این روزها به همراه خانواده سینمایی خود در خارج از ایران به تولید آثار سینمایی مشغول است؛ با انتشار یادداشتی حمایت خود را از مهندس میرحسین موسوی اعلام کرده است. مخملباف که سال های نخست انقلاب همراه نخست وزیر دوران جنگ در روزنامه «جمهوری اسلامی» فعالیت می کرد؛ در این یادداشت که توسط سایت «یاری» منتشر شده به روایت افکار و اندیشه های میرحسین موسوی پرداخته است. کارگردان «توبه نصوح» درباره انتخاب مهندس موسوی گفته است: «موسوی با آنکه شخصاً و قلباً مسلمان و مومن است، اما دین او، دکان کسب او نیست و در مقام یک نخست وزیر، یک شخصیت ملی است. من در همان سال ها از دهان خودش شنیدم که در جواب متعصبی گفت: من شخصاً مسلمانم اما نخست وزیر ارمنی ها و اقلیت ها هم هستم. من وقتی نخست وزیرم، باید به منافع یک ملت بیندیشم و نه به منافع دار و دسته و صنف و هم مرام خودم.» او گفته است: «مطمئن هستم اگر مهندس موسوی رای بیاورد، هم اوضاع اقتصادی وهم اوضاع فرهنگی و هنری ایران بهتر از 4 ساله گذشته خواهد شد و منش او تنش های بین المللی را تخفیف خواهد داد. او هم تجربه درازمدت کار عملی را در مقام یک نخست وزیر دارد و هم فرصت کافی برای در حاشیه نشستن و اندیشیدن به راه حل مشکلات را.»
هدیه تهرانی بازیگر مطرح سینمای ایران در یک پرسش و پاسخ کوتاه با سرو اعلام کرد که به میر حسین موسوی رای می دهد.
خانم تهرانی، آیا در انتخابات شرکت می کنید؟ به چه کسی رای می دهید و چه انتظاری از او دارید؟
در انتخابات شرکت می کنم و می خواهم طبق قانون اساسی از حقوق شهروندی ام استفاده کنم. من به آقای موسوی رای می دهم، به دلیل اینکه حس می کنم با شرایط پیش آمده در حوزه سیاست خارجی، اقتصادی و به خصوص هنری، کشور نیاز به تحول اساسی دارد. فکر می کنم آقای موسوی با توجه به سوابق کاری اش در دوران نخست وزیری و شعارهایی که از ایشان می شنوم، فرد بسیار مناسبی برای تصدي پست ریاست جمهوری است. البته برای ایشان دعا می کنم چون شرایط سختی در پیش دارد. امیدوارم خیلی سریع بتواند اوضاع آشفته به وجود آمده را مهار کند. به نظرم قطعا مشارکت همگان در نتیجه این انتخابات موثر خواهد بود.



يك جوان ياسوجي به خاطر علاقه به «سوسانو» هنرپيشه زن سريال جومونگ و مخالفت پدرش براي ازدواج با اين زن ، اقدام به خودكشي كرد.
اين جوان كه پس از تماشاي سريال جومونگ بشدت به سوسانو علاقهمند شده بود و قصد ازدواج با او را داشت، هنگامي كه خانوادهاش را از اين تصميم مطلع كرد، با مخالفت آنها روبهرو شد.
جوان ياسوجي از پدرش خواست تا با فروش گوسفندانش هزينه سفر وي به كشور كره و يافتن سوسانو را تامين كند و زماني كه متوجه شد خانوادهاش حاضر به فروش گوسفندان نيستند، با خوردن قرص اقدام به خودكشي كرد.
به دنبال اين ماجرا، والدين جوان عاشق پيشه او را به بيمارستان منتقل كردند و با تلاش پزشكان، او از مرگ حتمي نجات يافت.
پدر اين جوان در ارتباط با اين موضوع گفت: پسرم تصور ميكرد براحتي ميتواند به كشور كره سفر و با هنرپيشه زن اين سريال ازدواج كند و زماني كه به وي گفتم مبلغ فروش كل گوسفندان كه تمام دارايي من است كمتر از يك ميليون تومان است، او نيز در اقدامي عجيب دست به خودكشي زد و اگر كمي دير به بيمارستان ميرسيد، به طور حتم جان خود را از دست ميداد.
آخرين خبرها از وضعيت جسماني جوان ياسوجي حاكي است كه حال وي رو به بهبود است و از مرگ حتمي نجات يافته است

این دو برنامه «سینما - صدا» (که با اجرای فرزاد حسنی ساعت 10 جمعه شبها از رادیو گفتگو پخش میشود) با حضور مسعود دهنمکی و تهمینه میلانی سر و صدای فراوانی برانگیخت.
لینک برنامه مربوط به مسعود دهنمکی:
http://radio.irib.ir/goftogoo/RadioSheet/Yadasht-Rooz/Yaddasht06.php
این هم لینک برنامه جنجالی تهمینه میلانی
http://radio.irib.ir/goftogoo/RadioSheet/Yadasht-Rooz/Cinema-Seda.php
و این هم بخش مربوط به گفتههای خانم میلانی پس از ترک جلسه رادیویی به صورت مکتوب که احسان هاشمی همکار «سینمای ما» پیادهاش کرده:
فرزاد: شما فیلمتون فوق العاده اخلاقیه... اما این در بیان، مصنوعی دراومده .... حرفاتون حرف های قشنگیه....
تهمینه میلانی: اجازه بدین من جلسه رو ترک کنم، شما نقد کنید! چون به شما اینا رو دیکته کردن و بهتون گفتن بگین!
فرزاد: آره اصلا دیکته کردن! حالا ببینید امکان داره شعری (با مضمون اخلاقی) گفته بشه اما غلط های عروض و قافیه داشته باشه...
تهمینه میلانی: آقای حسنی صبر کنید! آقای گبرلو یه لحظه صبر کنید! بذارین من کمک کنم آقای حسنی به راه راست هدایت بشن (خنده ی جمع) آخه آقای حسنی در راه این که سعی می کنن خودشون رو مطرح کنن...
فرزاد (با لحن کنایه): اصلا ما خودمون رو داریم مطرح می کنیم!
تهمینه میلانی: اجازه بدین! من با آقای گبرلو صحبت می کردم!...
فرزاد: خانم میلانی، همه دارن خودشون رو مطرح می کنن، فقط شما خودتونو مطرح نمی کنین!
تهمینه میلانی: آقای حسنی یه لحظه صبر کنین، بشینین سر جاتون! گوش بدین!
فرزاد(با خنده): من واینسادم! من شما رو این جا نشوندم سر جاتون، جواب بدین!
تهمینه میلانی: این رو دیکته کردن به شما، گفتن برو به میلانی اینو بگو! کاملا واضحه!
فرزاد: اینارو ان شا ا... فردا مطبوعات بنویسن!
منتقد: یه نظر در مورد دایی جان ناپلئون می تونم بدم!!
تهمینه میلانی: شما خواهش کردی من بیام، گفتم نمیام برنامتون. چند بارم اصرار کردین بازم گفتم من نمیام. گفتم من اون دارو دسته ای که شما باهاشون دوستین و رفیقین قبول ندارم! شما گفتین من با اونا نیستم و من فریب خوردم و اومدم. بحث علمی بکنین. چرا شما واقعا با جریانی هستید که دلشون نمی خواد تهمینه میلانی که توی این جامعه برا خودش استقلال داره، مستقل بمونه؟!
فرزاد (روبه منتقد): خیلی منفی فکر می کنه ها!
تهمینه میلانی: آقای حسنی بالاخره من یه کوچولو سواد روانشناسی دارم. وارد این نوع مباحث نشیم. این مباحث در حد من نیست، اگر در حد مهمون های دیگتون... اجازه بدین من جلسه رو ترک کنم و بحث رو همین جا تموم کنیم!
فرزاد: نه خانم میلانی! باشین، پاسخگو باشین!
تهمینه میلانی(از صندلی اش برخاسته): نه به نظر من کافی بود.
فرزاد(خطاب به شنوندگان): خانم میلانی بحث را ترک می کنن.
تهمینه میلانی(صدای ضعیف): خداحافظ شنوندگان عزیز! فتانه جان! اگه میل داری با من بیا!
فرزاد: پاتون رو رو سیم نذارین !!!
فرزاد: خیلی ممنونم خانم ملک محمدی.
فتانه: مرسی، خدافظ !!! .
منتقد: چقدر بد شد !!!! .
|
|